علي بن حسين انصارى شيرازى
148
اختيارات بديعى ( قسمت مفردات ) ( فارسى )
خصى الايل خايهء بز كوهى چون خشك كنند و بياشامند گزندگى افعى را نافع بود خصية البحر جندبيدستر بود و گفته شد خصف بپارسى خربوزه نارسيده بود و بشيرازى هوكيك گويند و ابن مؤلف گويد كه ابن سويدى در مفرده خود آورده كه مضعف باه است خضلاف درخت مقل است و گويند مقل مكى است و گفته شود خطمى بهترين وى سبز كوهى بود كه گل وى سفيد بود و آنچه بستانى بود بور الزوانى خوانند و برى را شحم المرج گويند و بيونانى اكيا و كل بمعنى كثير المنفعت خوانند طبيعت وى سرد و تر بود و گويند گرم بود باعتدال و در وى تليين بود و انضاج و ارخا و تحليل و بر بهق طلا كردن با سركه نافع بود و وقتى كه در آفتاب نشينند و ورمهاى ظاهر نرم گرداند آنچه در بن گوش بود و خنازير و دنبلات و ورم پستان كه از گرمى بود و ورم مقعد كه هم از گرمى بود و درد مفاصل را با پيه مرغابى طلا كردن نافع بود و عرق النسا و رعشه را و طبيخ وى چون بياشامند عسر البول و قرحهء امعاء و سنگ گرده و خلطهاى غليظ و عرق النسا و رعشه نافع بود خاصه چون با شراب پخته باشند و چون با پيه بط و يا مرغ آبى بكوبند با صمغ البطم و زن به خود برگيرد به جهت ورم رحم و انضمام آن بغايت نافع بود و طبيخ وى تنها همين عمل كند و بيخ وى چون به سركه بجوشانند و بدان مضمضه كنند درد دندان را ساكن گرداند و تخم آن خواه خشك و خواه تر چون بكوبند و با سركه بر بهق زايل كند و چون خطمى بجوشانند و طبيخ وى بر گزندگى نحل مالند سودمند بود و چون با زيت و سركه بر اعضا طلا كنند دفع مضرت گزندگان بكند و ديسقوريدوس گويد مجبر اعضاى منكسر بود و مقوى آن و سه درم از وى قولنج را نافع بود و چون بياشامند خون حيض فرود آورد و بول براند و اخلاط سوداوى را مفيد بود و صداع شقيقه را ضماد كردن نافع بود و به آرد جو و عسل بر ذات الريه ضماد كردن مفيد بود و اگر ورق وى با اندكى زيت ضماد كنند بر گزندگى جانوران نافع بود و بر سوختگى آتش همچنين و خطمى سرفهء گرم را سودمند بود خاصه چون به آب گرم لعاب وى بگيرند و با قند بياشامند و ورق وى در ضمادات ذات الجنب و ذات الريه سودمند بود و پوست بيخ وى چون با شراب بياميزند و بپزند مفاصل و اعضاى صلب نرم گرداند و ورق وى چون خشك كنند و بكوبند و بدان سر و ريش بشويند نيكو بود و پاك گرداند و تخم وى يك جزو و استخوان خرما دو جزو به سركه بسرشند و بر ورم قضيب ضماد كنند تحليل دهد و مؤلف گويد بيخ خطمى كوهى جهت نقرس گرم ضماد كردن با گلاب بغايت مفيد بود و سرفهء صفراوى را با نبات سفوف ساختن و با جلاب گرم خوردن نافع بود و ابن مؤلف گويد اگر لعاب خطمى بگيرند و با عسل و روغن گاو زنى را دهند كه دشوار زايد آسان بزايد و صاحب منهاج گويد يك مثقال از خطمى قولنج را نافع بود چون بياشامند و اسحق گويد مضر بود به شش و مصلح آن عسل بود و صاحب تقويم گويد مضر بود بمعده و مصلح آن عصارهء زرشك بود و بدل آن خبازى است و گويند بدل خطمى سفيد نيلوفر است صاحب مخزن الادويه خطمى را از انواع خبازى شمرده و نوع سفيد را از همه بهتر دانسته و مىنويسد نوع ارغوانى كبود آن را بهندى خيرو نامند در تحفه نيز آمده است كه خطمى بالوان مختلف است و آنچه بيگل بود خطمى برى و خطمى نر نامند و جالينوس سرد و تر شيخ الرئيس گرم باعتدال و اكثر مركب القوى و مايل بسردى و ترى مىداند و از انواع خبازى دانستهاند لاتين ALTHAEA OFFICINALIS فرانسه GUIMAUVE انگليسى MARSHMALLOWS